خط داستانی
زمانی که ایدیت گراهام از مدرسه به خانه پدرش، ستوان گراهام، در یک پست پلیس سواره نظام شمال غربی در خلیج هادسون برمیگردد، متوجه میشود که دو خواستگار، گروهبان جان امرسون و رگینالد آنسلی، او را court میکنند. آنسلی اما همچنین با ماری، نیمهنژاد، در ارتباط است. زمانی که ماری به او میگوید که فرزندش را در شکم دارد، آنسلی او را میکشد و سعی میکند امرسون را مقصر جلوه دهد. اما ایدیت مشکوک است و تصمیم میگیرد حقیقت را پیدا کند.