خط داستانی
در یک سفر از اروپا به ایالات متحده، دسلوی با دیانا کوریان ملاقات کرده و عاشق او میشود. اما دیانا گذشتهای تاریک دارد - او همسر رنسو، یک جنایتکار معروف به "باز" است. دیانا به خاطر این که فکر میکرد رنسو انسان صادقی است، به او وابسته شد و او با این باور که دیانا مردی را کشته، او را تحت کنترل خود نگه میدارد.