خط داستانی
پس از اختلاس مبلغ زیادی از یک شرکت شیکاگویی، لی براونل به طور غیرمنتظرهای به دیدن برادرش، دکتر مکس براونل، میرود و بهانه میآورد که نیاز به استراحت دارد. به زودی، لی محبتهای کوریلی گریسون را به دست میآورد، کسی که مکس مدتها آرزو داشت با او ازدواج کند. در شب قبل از عروسی کوریلی و لی، مکس جرم برادرش را کشف میکند، اما به خاطر کوریلی، ترتیبی میدهد تا پول دزدیده شده را بازپرداخت کند. اما مکس خیلی دیر میرسد، زیرا لی دوباره دزدی کرده است. کوریلی پس از عروسی از ماهیت واقعی شوهرش آگاه میشود. در سفر ماه عسلشان، به طور تصادفی با مکس ملاقات میکنند که در همان قایق سفر میکند. با گذشت روزها، لی بیشتر و بیشتر منحرف میشود تا اینکه در یک حالت حسادت، مکس را شلیک میکند. مکس، زخمی، به اتاق برادرش میخزد و لی، در مواجهه با قربانیاش، به خاطر شوک میمیرد و بدین ترتیب مکس و کوریلی آزاد میشوند تا زندگی جدیدی را با هم آغاز کنند. یک فیلم گمشده.