خط داستانی
کلاور دین، ارثبر ثروتمند، سه خواستگار دارد: دوک بوریس که توسط عمهاش ترفیع یافته، باکی رین، یک بیکاره ثروتمند که توسط داییاش حمایت میشود، و دکتر جوان و struggling ویلیام دان که انتخاب خودش است. نامزدی کلاور با دوک قرار است در یک رقص اعلام شود، اما او قبل از جمع شدن، شورش میکند و از ادامه ازدواج امتناع میورزد. کلاور به سرعت میرود، صدای شلیک شنیده میشود و دوک مرده پیدا میشود. باکی رین که در حال گشت و گذار در باغ با یک تپانچه در دستش کشف میشود، به جرم دستگیر میشود، اما شهادتش دکتر را به عنوان کسی که در زمان شلیک اسلحه را در اختیار داشت، محکوم میکند. دکتر و کلاور به ظن دستگیر میشوند، اما وجدان گناهکار ریتا، یک معشوقه سابق دوک، او را مجبور به اعتراف به جرم میکند. سپس کلاور به راه خود ادامه میدهد و با دکتر ازدواج میکند.