خط داستانی
زمانی که مارژوری کینر از خارج برمیگردد، در خانه بزرگ پدر میلیونر خود بسیار تنهاست. او متوجه میشود که یک شاعر جوان به نام آنتونی کوئینتارد در همسایگی در فقر زندگی میکند و در حال کار بر روی لیبرتو یک اپرای بزرگ است. او از روی بامها عبور کرده و یک ضیافت کریسمس برای او میآورد. شاعر مارژوری را میبیند و با دانستن اینکه او از ثروت متنفر است، او وانمود میکند که منشی خانواده کینر است.....