خط داستانی
زمانی که پدر باب آرچیبالد به او ۱۰۰۰ دلار میدهد با این شرط که این هدیه به عنوان هزینه زندگی او در طول سال باشد، قهرمان ما تصمیم میگیرد این پول را برای خرید یک ماشین جدید خرج کند. این ماشین بعداً زمانی که باب با یک کامیون شیر برخورد میکند، خراب میشود و پرداخت خسارتها او را با تنها ۱۶ سنت باقیمانده میگذارد. با وجود ناامیدی، باب به عنوان یک تاکسیران کار میکند. یکی از مشتریانش چیزی را جا میگذارد - یک نقشه از عمارت آرچیبالد. آیا این مشتری چیزی جز یک دزد نیست؟ باب در حال تحقیق است!