خط داستانی
شولامیت در سال 1883 توسط پدر تئاتر ییدیش مدرن، آبرام گلدفادن نوشته شد. این اپرا که بر اساس یک افسانه باستانی است، داستان شولامیت، دختری که در چاهی در بیابان گرفتار شده و عاشق نجاتدهندهاش میشود، را روایت میکند. اگرچه آنها قسم میخورند که به یکدیگر وفادار بمانند، او با شخص دیگری ازدواج میکند، اما سالها بعد دوباره به هم میرسند. شولامیت در سال 1886 به عنوان اولین اجرا در باشگاه دراماتیک عبری در خیابان پرنسس به صحنه رفت و همیشه مورد استقبال مردم قرار گرفت و در دهههای 1910 و 1920 بارها به صحنه ییدیش در لندن بازگشت. لالایی محبوب «کشمش و بادام» توسط گلدفادن برای این اپرا نوشته شده است.