خط داستانی
معمار موفق اما در حال مبارزه مالی، رابرت کرو، به همسرش ماریون و دخترش امیلی وابسته است. او نمیداند که داییاش، آبنر، از او کینه دارد زیرا پدر رابرت نامزد آبنر را دزدیده است، که پس از ازدواجشان در زایمان فوت کرده است. آبنر برای انتقام، زنی زیبا را استخدام میکند تا خانواده رابرت را از هم بپاشد، اما او شکست میخورد. وقتی آبنر میمیرد، ثروتش را به رابرت میدهد با امید اینکه این باعث سقوط رابرت شود. او تقریباً درست میگوید، اما وقتی رابرت و ماریون با تهدید مرگ امیلی مواجه میشوند، سرانجام تصمیم میگیرند زندگیشان را تغییر دهند و خانواده را دوباره به هم برسانند.