خط داستانی
خسته از فقر، جین در نهایت پیشرفتهای امبروز، مالک ثروتمند کارخانهای که در آن کار میکند، را میپذیرد و معشوقه او میشود. سالها بعد، مدتها پس از اینکه جین امبروز را ترک کرده، عاشق ریچارد نیوتن میشود، که گذشته او نیز مانند گذشته جین چندان بینقص نیست. آنها ازدواج کرده و صاحب فرزندی میشوند، اما سپس ریچارد متوجه میشود که جین یک زن نگهداری شده بوده و بر جدایی اصرار میکند.