خط داستانی
تلاش برای ترور پل اول، پادشاه نوزاد وسریا، توسط استفان، یکی از دستیاران پاولویچ، ولیعهد، انجام میشود که میخواهد سلطنت را به دست بگیرد. محافظ پل، دیمیتری، این توطئه را خنثی میکند، اما پاولویچ به او گفته میشود که این تلاش موفقیتآمیز بوده و خود را پادشاه اعلام میکند. دیمیتری پادشاه جوان را به انگلستان و به خانه پدر واقعیاش، پل وردین، میبرد. بیست سال میگذرد و پاولویچ خود را حاکم کشوری ورشکسته و شورشی مییابد. برای نجات تخت پدرش، اوپال، دخترش، با ازدواج با شاهزاده آرگون، مردی سالخورده با شهرت بد، موافقت میکند.