خط داستانی
سرمایهداران شرقی یک غریبه را استخدام میکنند تا به آریزونا برود و ملک نزدیک مزرعه بار سی را بررسی کند که حاوی طلا است. مزرعه بار سی تحت مدیریت باک موران است و او و گاوچرانهایش گروهی بیقانون هستند. آنها از وجود طلا بیخبرند، اما دیو مور از آن مطلع است و همچنین دخترش بابی که او را مانند یک پسر لباس میکند. جنسیت واقعی او در نهایت توسط آن غریبه کشف میشود.