خط داستانی
پس از سفر تحصیلی خود به خارج، سیماندی پال، کشیش پروتستان، به زادگاهش، ترانسیلوانیا بازمیگردد. در کلیسای ماگیارگارا بو که مدتها بدون کشیش بوده، زنگها دوباره به صدا درمیآیند. کشیش جوان با عشق و devotion به خدمت خود در روستایی که به تدریج رومانیایی میشود، ادامه میدهد. او عاشق فلوریکا، دختر پاپ ارتدوکس میشود. دختر نیز عشق او را پاسخ میدهد. در رمان، عاشقان از هم جدا میشوند، زیرا پاپ جاسوس مزدور لیگ ضد مجارستانی رومانی است، اما فیلم پایان خوشی دارد: سیماندی و فلوریکا در شادی با هم متحد میشوند. این فیلم در ابتدا در سال 1916 تولید شد و در سال 1922 با برخی صحنههای فیلم و صحنههای صحنهای تکمیل شد.