خط داستانی
مهندس مکانیک جوان جان آشتون در تلاش است تا طرحهای یک زیردریایی جدید را کامل کند. تحت فشار برای رعایت مهلت، او برای مقابله با استرس به مشروبات الکلی روی آورده است، در حالی که دوستش رابرت گری او را از این کار برحذر میدارد، اما بیفایده است. نامزدش، گریس، با او تماس میگیرد و میخواهد که استراحت کند و به یک مهمانی شام با او برود. با وجود قضاوت بهترش و در حالی که هنوز مشروب مینوشد، قبول میکند اما در حین آماده شدن خوابش میبرد. آنچه در پی میآید، تصاویری پر از مشروبات الکلی از فقدان و تنزل است که به قدری وحشتناک است که پس از بیدار شدن، او از "شیطان در کنار خود" دوری میکند!