خط داستانی
دکتر هیوج آنرزلی، در جستجوی درمانی برای سرطان، به جرم قتل توسط دکتر اپلدان که به طور تصادفی یک بیمار را کشته، متهم میشود. خواهر هیوج، جولیا، از فرانک سارجنت، که به شدت بیمار و خودکشیخواه است، میخواهد که تقصیر را به گردن بگیرد و او نیز این کار را انجام میدهد، تنها برای اینکه متوجه شود دکتر اپلدان دیوانه به او دروغ گفته و او سالم است. در حالی که اعدام او نزدیک میشود، جولیا به سرعت برای تبرئه او تلاش میکند.