خط داستانی
در سال 1869، دشمنان سرمایهدار راهآهن ریچارد استرانگ سعی در خراب کردن او دارند. ریچارد با کمک چارلز دالتون به این توطئهها پاسخ میدهد، اما سپس چارلز سعی میکند الینور، همسر ریچارد را وسوسه کند. اگرچه الینور به چارلز پاسخ منفی میدهد، ریچارد او را به بیوفایی متهم میکند و الینور او را ترک کرده و به پاریس میرود. ریچارد او را دنبال میکند، اما در میانه شورشهای 1870 نمیتواند به او نزدیک شود. چارلز، که او نیز در پاریس است، در نهایت ریچارد را قانع میکند که هیچ چیزی از علاقهاش به الینور پیش نیامده، اما ریچارد اکنون باور دارد که الینور دیگر او را دوست ندارد.