خط داستانی
وکیل مغرور چارلز 'زیبایی' استیل به دلیل نوشیدن الکل و رفتارهایش همسرش را از دست میدهد و در همین حین برادرزنش با وجوه یکی از مشتریان استیل فرار میکند. در جستجوی دزد، استیل مورد حمله قرار میگیرد و به حال خود رها میشود. او توسط یک زوج مهربان نجات مییابد، اما از فراموشی رنج میبرد. او زندگی جدیدی را آغاز میکند و خوشحال است، تا اینکه بازگشت حافظهاش او را به حل و فصل مشکلات قدیمیاش باز میگرداند.