خط داستانی
ثروتمندِ جوانِ کارگزار بورس تام رین به وسیلهٔ یک ولگرد در جنگلی خلوت مورد حمله قرار میگیرد، بیهوش شده و از لباسهایش خلع میشود. با لباسِ گِلّهٔ ولگرد، او به کَندهای میرسد تا از ضرب و شتمِ دخترِ رودکیِ واقعی، جُون، در برابرِ والدینِ پرخاشگرِ نگهدارِ خود نجات دهد. آنها او را از آنجا راندهاند، اما جون او را از پارهپاره شدن توسط سگ نگهبانِ غولَکش نجات میدهد و تام عاشقِ جون میشود. آنها از نظرِ والدینِ پرورشدهندهاش صحبت میکنند، و پدر با ضربهچوب به دنبالِ تام میگردد. نبردِ ترسناکی به وقوع میپیوندد، اما رسیدِ بهموقعِ خانوادهٔ تام که از سانحه از خودرویشان دیده بودند، فاجعه را متوقف میکند. تام ماجرا را توضیح میدهد و خانوادهاش به جون علاقهمند میشوند، او با آنها به خانه برمیگردد و تام و جون با هم ازدواج میکنند.