خط داستانی
کارل هاینریش، وارث تاج و تخت امارت کوچک اروپایی روتانیا است، اما او کودکی تنهاست که اجازه ندارد با دیگر کودکان بازی کند و اطلاعات کمی درباره زندگی خارج از قلعه دارد. وقتی به بلوغ میرسد، به دانشگاه هایدلبرگ فرستاده میشود و با همکلاسیهایش دوستی مییابد و عشق شکوفایی با کتی رودر، تنها دوست دوران کودکیاش و خواهرزاده یک مسافرخانهدار، پیدا میکند. اما آشفتگیهای سیاسی در روتانیا او را مجبور به بازگشت میکند. جنگ اعلام میشود. هاینریش برای آخرین بار به هایدلبرگ برمیگردد تا وداعی غمانگیز با کتی عزیزش داشته باشد.