خط داستانی
الیور و الیزابت ازدواج میکنند. او یک وکیل مشهور است که به رفتار شخصیاش بیتوجه است، اما به الیزابت ایمان کامل دارد. او زنی با ذهن قوی و نویسندهای معتبر در مجلات است و معتقد است که او باید خود را بر اساس همان اصولی که او را هدایت میکند، راهنمایی کند. دو نفر از همکارانشان، چارلز، یک هنرمند، و کاترین، ولخرج هستند. الیور با کاترین بازی میکند و این موضوع الیزابت را به شدت آزرده میکند، به طوری که او تظاهر میکند توجهات چارلز را میپذیرد، هرچند که مشخص است که او پاک مانده است. با این حال، او عمداً اجازه میدهد شوهرش به چیز دیگری فکر کند. او او را مانند همسر سزار در نظر گرفته است، اما ایمان او شکسته میشود. یک کودک به دنیا میآید و پدر به پدریاش شک میکند.