خط داستانی
ما و پدر، با دو دخترشان، در یک کلبه در یک شهر کوچک غربی زندگی میکنند. کلانتر دوست خانواده است و به طور مکرر به آنها سر میزند. تام، قمارباز، سعی کرده توجه خود را به مَج و رز جلب کند. قمارباز در یک بار با یک ارزیاب بازی میکند و او را شکست میدهد. پس از آن، ارزیاب تصمیم میگیرد که به زندگیاش پایان دهد، اما قمارباز مقداری پول به او میدهد.