خط داستانی
کارگزار ثروتمند بورس، لموئل موروود، میخواهد پسرانش، بیلی و تام، تجارت را یاد بگیرند و به ترتیب با امیلی دانلسون و فرانسس برکلی ازدواج کنند. اما بیلی به خانم بروس گیلفورد، یکی از رهبران "گروه باهوشها"، علاقهمند است و تام نیز عاشق بوکس است. در یک شام که لموئل برای سرگرمی از بسی بریتون، یتیمی از غرب، دعوت کرده، لموئل به طعنههای بسی درباره قدیمی بودنش پاسخ میدهد و با قمار کردن با سرهنگ بلامی دیدزورث، که سعی در فریب بسی دارد، پول زیادی به دست میآورد و با او میرود تا آن را خرج کند.