خط داستانی
دود رویایی و سگش، واگ، دلخور هستند زیرا پولی برای رفتن به سینما و دیدن فیلمی از چاپلین ندارند. یک سکه از سینما که کسی انداخته است، به زمین می افتد و دود آن را برمی دارد. در سینما، آنها چاپلین را می بینند که با یک الاغ می جنگد. وقتی او با دختری که به او پشت کرده است، flirt می کند، یک پلیس سعی می کند او را دستگیر کند. اما الاغ و پلیس به هم برخورد می کنند و لگد می زنند، چاپلین وقتی پلیس لگد می خورد، می خندد. سپس الاغ به چاپلین لگد می زند و او به هوا پرتاب می شود و در یک دریاچه فرود می آید. دود بیدار می شود و می بیند پدرش بالای سرش خم شده و از او می پرسد که چه رویایی می بیند.