خط داستانی
مردی عاشق یک پیانیست میشود و سعی میکند او را جذب کند. یک رهگذر صدای موسیقی یک خدمتکار را میشنود و فکر میکند که عشق واقعیاش را پیدا کرده و با او صحبت میکند. دوستپسر او برای درس موسیقیاش میرسد و با حسادت رهگذر را کنار میزند، که برای جلب توجه خدمتکار، یک ارگزن و میمونش را میدزدد. بعداً او دوستپسر را به یک هتل میپیچد و بمبی را در پیانو او کار میگذارد. ارگزن به دنبال دزد است و به زودی پیانو، بمب، میمون، دزد و ارگزن مسلح در حال حرکت به سمت خدمتکار و عاشق هستند. برای برخی انفجار و برای دیگران بوسه است.