خط داستانی
یک کلانتر و گروهش با یک باند دزد که به رهبری بد جیک کندی است، درگیر میشوند. دزد باقیمانده، باخ شات جان، نمیخواهد بگوید که گنج باند کجا پنهان شده و به 30 سال زندان محکوم میشود. در نیمه راه دوران محکومیتش، او "مذهب" را پیدا میکند و برای نجات روحش تصمیم میگیرد بگوید که گنج باند کجا پنهان شده است. اما یک پیشگوی جعلی به نام «گروه گیلمور» از نیت جان باخبر میشود و او را فریب میدهد تا محل طلا را فاش کند. وقتی جان متوجه میشود چه اتفاقی افتاده، تصمیم میگیرد از زندان فرار کند و خود به حل مسئله بپردازد.