خط داستانی
بوریس در یک مسابقه ویولن برنده میشود و کنتس مونژو، که admirer اوست، یک استرادیواریوس به او میدهد به شرطی که به طور منظم برای او بنوازد، زیرا او زمان زیادی برای زندگی ندارد. در یکی از آن شبها، او با السا، دختر کارگر کنتس، آشنا میشود و عاشق هم میشوند. یک روز، او مادرش را برای مراقبت از ویولن ترک میکند، اما وقتی آتشسوزی رخ میدهد، بوریس باید به شدت تلاش کند تا ویولن کنتس را نجات دهد. خوشبختانه، او موفق میشود ویولن را از آتش نجات دهد و میتواند یک سرناد وداع در کنار بستر مرگ کنتس بنوازد.