خط داستانی
کیتی، همسر جوان و زیبا یک تاجر تگزاسی، احساس میکند که نادیده گرفته شده و خواسته نمیشود زیرا شوهرش بیشتر به منافع تجاریاش توجه میکند تا به او و زمان بیشتری را دور از خانه میگذرانید. یک همسایه جوان و خوشچهره وضعیت عاطفی او را متوجه میشود و تصمیم میگیرد از آن بهرهبرداری کند. در شرایط گیجکننده و تنهاییش، کیتی متوجه میشود که به آن مرد جذب شده و شروع به فکر کردن درباره فرار با او میکند.