خط داستانی
قهرمان داستان، یک سرایدار که توسط چاپلین بازی میشود، به خاطر اینکه به طور تصادفی سطل آبش را از پنجره به روی رئیسش، بانکدار ارشد (تندی)، میریزد، از کار اخراج میشود. در همین حال، یکی از مدیران جوان (دیلون) به خاطر بدهیهای قمارش تحت تهدید قرار دارد. بنابراین، مدیر تصمیم میگیرد از شرکت دزدی کند.