خط داستانی
توسط چارلز وینرایت ویران شده، جورج گارریسون خودکشی میکند اما از پسرش هنری میخواهد که قبل از مرگش انتقام او را بگیرد. هنری به غرب میرود و ثروتی به دست میآورد، سپس به نیویورک برمیگردد. با نام هنری تامپسون، او به شاگرد وینرایت تبدیل میشود و از طریق تدابیرش به عنوان شهردار نیویورک انتخاب میشود. وینرایت برای حمایت خود خواهان یک امتیاز است که شهر را به راهآهن مالیاش متصل کند، اما هنری رد میکند. تلاش برای متهم کردن هنری به یک پرونده قتل قدیمی شکست میخورد وقتی که "قربانی"، شریک هنری، جو استندینگ، ظاهر میشود. در نهایت، هنری با وینرایت روبرو میشود و اعمال شیطانی او را افشا میکند. دختر وینرایت، دالاس، عشقش را به هنری اعلام میکند.