خط داستانی
پس از اینکه گاسپر لا ساج و همدستش، بلینک بلانک، از زندان آزاد میشوند، برنامههایی برای یک سرقت دیگر میریزند. این طرح که نیاز دارد لا ساج به عنوان یک آقا ظاهر شود، شکست میخورد. بلانک دستگیر میشود، اما لا ساج آزاد میماند. مدتی بعد، لا ساج به انگلستان میرود و لوتی هیو باترورث، افسر که پولی را که برای بیوه یک افسر دیگر در نظر گرفته شده بود، سوءاستفاده کرده و به لا ساج بدهکار است، را باجگیری میکند. لا ساج میخواهد هیو ترتیبی دهد تا با الینور، خواهر هیو، ازدواج کند. اما هیو به دوستش لرد چاملی درباره لا ساج میگوید و چاملی میتواند درباره گذشته لا ساج اطلاعاتی به دست آورد وقتی که بلانک، که حالا از زندان آزاد شده، به دوست سابقش تهدید میکند. پس از اینکه لا ساج خواستهاش برای الینور را شدت میبخشد، چاملی در نهایت میتواند او را بیاعتبار کند با پاره کردن پیراهنش و نشان دادن علامت زندان. با کنار رفتن لا ساج، چاملی و الینور نامزدی خود را اعلام میکنند و همچنین هیو و معشوقه وفادارش، جسی.