خط داستانی
در حالی که پرنس لودویگ از ساکس-تولبرگ به طور ناشناس در پادشاهی خود سفر میکند، به کاترینا، دختر مسافرخانهدار هرمان آردلهایم، علاقهمند میشود، اما این آرامش با ورود یک پیک که خبر تهدید جنگ از طرف آسترانیها را به همراه دارد، مختل میشود. کاترینا با کشف هویت معشوقش که هرگز نمیتواند با او ازدواج کند، دلشکسته میشود. پس از رفتن لودویگ، کاترینا گفتوگوی دو جاسوس را میشنود و با کمک برادرش روالف، به آنها رو میآورد. در درگیری پیشآمده، کاترینا یکی از آنها را میکشد که مشخص میشود سفیر آسترانی است. اگرچه کاترینا جرم خود را اعتراف میکند، مارشال فون ترامپ برنامهریزی میکند تا روالف را به منظور آرام کردن آسترانیها اعدام کند. کاترینا به لودویگ مراجعه میکند، که روالف را بر اساس مشاوره مشاورانش عفو میکند و این باعث میشود آسترانیها اعلام جنگ کنند. یک نبرد حیاتی در نزدیکی مسافرخانه آردلهایم رخ میدهد، که در آن کاترینا با علامت دادن به پیشروی نیروهای لودویگ، قهرمان میشود.