خط داستانی
شرکت جان استرلینگ و پسران توسط پدرش تأسیس شده بود و وقتی پسر گیلبرت به سن کافی رسید، او به طور فعال در مدیریت شرکت شرکت کرد. عشق گیلبرت به زندگی اشرافی او را از وظایفش دور کرد و برای او غیرمعمول نبود که شش شب از هفته را با شرکتهای مشکوک بگذراند. صبح زود، در حال مستی، گیلبرت به خانهاش میرسد. پدرش او را سرزنش میکند و در نهایت او را از خانه بیرون میکند و به او میگوید "هرگز برنگردد."