خط داستانی
رندال یک مالک معدن ثروتمند است که امور تجاری او باعث میشود همسر کمی بیفکرش را نادیده بگیرد. یک دوست مشترک وجود دارد که رندال به سهلانگاری اجازه میدهد همسرش را سرگرم کند. در نتیجه، این دوست توجهات بیشتری از حد طبیعی به زن میکند. سه نفر به یکی از معادن رندال میروند. همسر و دوست در یک سطل به عمق معدن میروند. در حالی که هنوز در زیر زمین هستند، مقداری دینامیت منفجر میشود. معدن پر از بخارات سمی میشود.