خط داستانی
فتی سوار بر یک قطار میشود، اما کشف میشود و در وسط بیابان رها میشود. او در بیابان داغ سرگردان میشود و در نهایت بیهوش میشود. یک زن هندی بسیار چاق او را پیدا کرده و به چادرش میبرد، او را اغوا میکند و در نهایت، در ناامیدی، فتی موافقت میکند که با او ازدواج کند. در حالی که قبیله در حال آمادهسازی برای مراسم ازدواج است، فتی سعی میکند فرار کند اما دستگیر میشود.