خط داستانی
مارکوس داون تنها ۱۵ دلار در هفته درآمد دارد. او همیشه برای همه چیز به صورت نقدی پرداخت کرده است، تا اینکه با مامی نیو آشنا میشود و آنها ازدواج میکنند. سپس مامی به او نشان میدهد که چقدر ساده است که چیزها را با برنامه پرداخت آسان تهیه کند. در ابتدا همه چیز خوب پیش میرود و اوضاع برای این زوج جوان بسیار خوب است. اما سپس جمعآوریکنندگان شروع به کار میکنند و در نهایت مارکوس چیزی برایش نمیماند، حتی عروسش، زیرا کشیش برای دریافت حقالزحمهاش میآید که بر اساس ۱۰ سنت در روز تنظیم شده بود.