خط داستانی
آنتونی مارچ جوان، که در لندن زندگی میکند، مقدار زیادی پول به ارث میبرد، اما دایی فاسدش، دکتر مانوئل سنری، آن را میدزدد. وقتی آنتونی مشکوک میشود، شریک جنایتکار سنری، ماکاری، او را قانع میکند که آنتونی را بکشد. اما درست در زمانی که آنها قتل را انجام میدهند، یک مرد نابینا به نام گیلبرت واهان به اشتباه وارد خانه میشود. خواهر آنتونی، پائولین، قتل را میبیند، بیهوش میشود و حافظهاش را از دست میدهد. در حالی که فکر میکنند از قتل فرار کردهاند، سنری و ماکاری به زودی متوجه میشوند که با یک شوک مواجه خواهند شد.