خط داستانی
بادی که توسط برادرانش در سفر ماهیگیری رها شده است، ناامید و غمگین است تا اینکه لیلی، یک خانم جوان شیک از شهر، را میبیند که به دیدن خانم بویید، همسایهی آنها آمده است. او به طرز awkward با او آشنا میشود و این دیدار برای او عشق در نگاه اول میشود. او از بادی بزرگتر است و اگرچه به طور مخفیانه سرگرم است، با مهربانی با بادی رفتار میکند و او آنقدر مغرور میشود که با تکبر از کنار دوستان قدیمیاش، گریس و السا فورستر، عبور میکند.