خط داستانی
برانچو بیلی به مارگریت قول داده بود که هرگز دوباره مشروب نخواهد نوشید. او با این شرط موافقت کرد که با او ازدواج کند. آن بعدازظهر، یکی از غیبتگویان روستا مارگریت را با بوی ترنر، یک نقشهبردار، میبیند و به سرعت این موضوع را به برانچو اطلاع میدهد. معشوقه مارگریت تهدید میکند که نقشهبردار را خواهد کشت، اما در نهایت پیشنهاد یک دوئل را میدهد که ده دقیقه بعد برگزار شود. مارگریت از این موضوع مطلع میشود و به سرعت به خانه وزیر میرود، جایی که او را پیدا کرده و به سالون کلی میبرد.