خط داستانی
جو میفیلد و سو جارویس فرزندان دو خانواده در کوههای بلو ریج هستند که سالها در تضاد بودهاند. برادی، برادر دوروتی، با یک دختر کوهنشین سادهدل رابطه داشته است. او، ناتوان از مراقبت از کودک، او را با یادداشتی در جایی که فکر میکند درب برادی است، میگذارد. در واقع، او آن را به کلبه میفیلد آورده است. او آن را پیدا میکند، اما به خاطر عشقش به سو و برای جلوگیری از شرم او، خود از آن مراقبت میکند و در مورد پدر و مادرش سکوت میکند. عشق بین او و سو به بلوغ میرسد. سو آماده است تا دشمنی را فراموش کند و با او ازدواج کند. برای جلوگیری از این، برادی، بدون اینکه بداند کودک از کجا آمده، میفیلد را به عنوان والد آن متهم میکند. متهم سکوت میکند و سو روی برمیگرداند. در این میان، میفیلد نمیتواند میوههای بیعدالتی و تمسخرهای برادی را تحمل کند. او به برادی میگوید که پدر و مادر واقعی کودک چه کسانی هستند. برادی نرم میشود و به میفیلد میگوید که میخواهد مادرش را پیدا کند و "همه چیز را درست کند."