خط داستانی
خوشحال از وفاداریاش به خواهر بدبختش و وعده عشق صادقانهای که به زندگیاش آمده بود، دختر شاید به ارزشهای واقعی کور شده بود. او نسبت به زندگی و محیطش بیتوجه شد. بنابراین، او غریبه و وعدههای مشکوکش را پذیرفت. عشق صادقانه و وظیفه فراموش شدند، تا اینکه، در نزدیکی لبه نامشخص زندگی، توسط خطر خواهر کورش به عقب فراخوانده شد. بدین ترتیب، عشق واقعی از شیفتگی کور جدا شد و درس زندگی آموخته شد.