خط داستانی
تنها چند لحظه قبل از مرگش، یک زن مسن متأهل، پولهای زیادی را که به طور مخفیانه جمعآوری کرده، زیر کف کاذب یک چمدان قدیمی پنهان میکند. پس از مرگ او، شوهرش که خود را بیپول میداند، مجبور میشود خانه قدیمیشان را ترک کند و به خانواده پسرش برود، جایی که با بیاحترامی و بیتوجهی مواجه میشود. همچنین یک خدمتکار جوان و مهربان تازه استخدام شده در صحنه حضور دارد. او و آن مرد سالخورده دوستان نزدیکی میشوند و در نهایت با هم فرار میکنند (و چمدان قدیمی را با خود میبرند).