خط داستانی
پدر نلی یک قاضی است که به نوعی از رقص سنت ویتوس مبتلاست. زمانی که احساس حمله میکند، یک دوز دارو مصرف میکند که همیشه تسکین میآورد. یک روز او دارو را فراموش میکند و وقتی احساس حمله میکند، نلی را به خانه میفرستد تا دارو را بیاورد. او سوار اتومبیلش میشود و مانند باد رانندگی میکند، در حالی که دو پلیس دوچرخهسوار او را تعقیب میکنند. یکی از پلیسها یک خواستگار رد شده است و امیدوار است او را بگیرد و دستگیر کند. پلیس دیگر، معشوق پذیرفته شده است و برای نجات او میتازد. موقعیتهای خندهداری در حین سرعت زیاد این سه نفر به نمایش گذاشته میشود. نلی دستگیر میشود، اما به درخواست معشوقش آزاد میشود.