خط داستانی
جورجی برنز فردی متکبر و ورزشی است که خانهاش را به یک باشگاه ورزشی تبدیل کرده است. همسر زیبا و ناراحتش به شدت از این موضوع عصبانی است اما نمیتواند او را از عشقش به ورزشهای طاقتفرسا درمان کند. یک ولگرد ناامید به خانه میآید و درخواست غذا میکند و جورج بلافاصله او را به زمین میزند.