خط داستانی
مارشال مجبور است برادرزنش را به خاطر شلیک تصادفی به یک مکزیکی دستگیر کند. همسرش برای آزادی او التماس میکند، اما بیفایده است. وقتی او خواب است، همسرش کلیدهای زندان را از جیبش برمیدارد، اما متوجه میشود که زندانی توسط یک "نیمهنژاد" فراری شده است. مارشال با بازگشت همسرش بیدار میشود و متوجه میشود که کلیدهایش گم شدهاند.