خط داستانی
جونز با دختری حسود به نام اثل نامزد است. منشی او در دفترش دچار غش میشود و جونز سعی میکند او را به هوش بیاورد. اثل وارد دفتر میشود و دختر را در آغوش جونز میبیند و به شدت ناراحت میشود. او یادداشتی برای جونز میفرستد و نامزدیاش را به هم میزند و در ناامیدی، جونز سعی میکند خودکشی کند.