خط داستانی
یک زن اشرافی، لیدی ایزابل، زمانی که به خیانت شوهرش مشکوک میشود، او و فرزندانش را ترک میکند. این تصور به او توسط کاپیتان لویسون، که نقشهکش و قاتل است، القا شده است. زندگی در قاره با لویسون آنطور که او تصور کرده بود پیش نمیرود و پس از هشت سال، او به انگلستان بازمیگردد و متوجه میشود شوهرش دوباره ازدواج کرده است. او نمیتواند دوری از خانوادهاش را تحمل کند و بنابراین با disguising خود را به عنوان یک معلم استخدام میکند. وقتی پسر جوانش، ویلی، میمیرد، او نمیتواند او را به طوری که میخواهد تسلی دهد و خود او نیز میمیرد.