خط داستانی
پدر به خاطر بدشانسیاش به عنوان یک ماهیگیر بسیار ناراحت میشود و این باعث میشود که او هری، دوستپسر دخترش، را که او را مسخره میکند، رد کند. روز بعد او با امید به شانس بهتر به دریا میرود و این زوج جوان فرصتی برای انتقام از او میبینند. طرح آنها به قدری موفقیتآمیز است که پدر مجبور میشود هری را به عنوان داماد آیندهاش بپذیرد.