خط داستانی
مردی بیخانمان که آماده است خود را غرق کند، توسط زنی مهربان نجات مییابد. به زودی، پس از بخشش پدر در حال مرگش، او ثروت زیادی به ارث میبرد و با یک زن از جامعه نامزد میشود. وقتی او در یک سفر به محلههای فقیرنشین فقط به فقرا میخندد، او به گذشته خود و زنی که او را نجات داد، فکر میکند.