خط داستانی
وان شولتز، ویولن اول، در میانسالی به تنهایی و نیاز به همدمی پی میبرد. او پس از نمایش به سرعت به خانهاش میرود و هلن کوچک را در حال خوابیدن روی پلههای درب صحنه پیدا میکند. او او را به خانه راحتش میبرد و از حضور او خوشحال میشود. روز بعد متوجه میشود که والدین هلن در آتشسوزی جان باختهاند. او ساعتهای خوشی را با او میگذراند و او را به تمریناتش میبرد. یک سال بعد، هلن استعدادش را برای صحنه نشان میدهد و این موضوع دل خوشی برای موسیقیدان پیر به ارمغان میآورد. اما وقتی که جامعه کودکان هلن را از او میگیرد، دوباره به تنهایی برمیگردد.