خط داستانی
با ورود یک دختر جوان از شهر، زیک و جیک، برادران، هر کدام تصمیم میگیرند او را به دست آورند. برای مدتی این برادران رقیب برای او سرگرمکننده هستند، اما وقتی معشوق واقعیاش ظاهر میشود، او نمیداند چگونه از دست آنها خلاص شود. اما معشوق شهریاش میخواهد با آنها شوخی کند، بنابراین به عنوان برادرش به آنها معرفی میشود. او تظاهر میکند که به وضعیت امور علاقهمند است و تصمیم میگیرد که آنها باید عشق خود را با ریسک کردن برای او ثابت کنند. او سه شکلات روی میز میگذارد و میگوید که یکی از شیرینیها حاوی سم کشنده است. به شگفتی همه، آنها ریسک میکنند، اما بیفایده است.