خط داستانی
گروهی از دهقانان به دیدن لئو تولستوی و همسرش، کنتس، میآیند تا درخواست زمین کنند. تولستوی باید به آنها توضیح دهد که این همسرش است که بر داراییهای زمینشان اختیار دارد و او به آنها کمک نخواهد کرد. با واکنش منفی آنها نسبت به خود، تولستوی به طور فزایندهای به مشکلات فقرا مشغول میشود. این موضوع منجر به تعدادی درگیری با همسرش و سپس به ناامیدی عمیق میشود، در حالی که نویسنده مشهور به طور بیهوده به دنبال پاسخهایی برای رنجهایی است که در اطرافش میبیند.